مجتبى ملكى اصفهانى

312

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

خلاصه‌ى استدلال به آيه فوق چنين است : از آيه‌ى شريفه چنين فهميده مىشود كه شأن خبر اين است كه مورد تصديق واقع شود و شنونده بر اساس آن عمل كند ، زيرا سيره‌ى مردم در امور مختلف زندگى چنين است . و الّا اگر روش عموم مردم اين‌گونه نبود ، از عمل به خبر فاسق به علّت فاسق بودن مخبر نهى نمىشد . و لذا خداوند - تبارك و تعالى - خواسته به مؤمنين بفهماند كه توجه داشته باشيد ، به هر خبرى اعتماد نكنيد بلكه ، اگر فاسقى خبرى آورد ، در مورد آن تحقيق كنيد ، زيرا از شخص فاسق توقع صداقت در خبر نمىتوان داشت ؛ پس خبر او را نبايد بدون تحقيق و تفحص تصديق كرد و به آن عمل نمود . آنگاه مفهوم آيه چنين است : از خبر عادل ، بر خلاف خبر فاسق ، مىتوان انتظار و توقع راستى و صدق داشت ، پس دورى از آن و تحقيق و تفحص لازم نيست . و لازمه‌ى اين مطلب ، حجيّت خبر عادل است . 2 - آيه نفر : خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد : وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ . يعنى : شايسته نيست مؤمنان همگى كوچ كنند ؛ چرا از هر گروهى ، طايفه‌اى از آنان كوچ نمىكنند تا در دين آگاهى پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را انذار نمايند تا بترسند و خوددارى كنند . توبه ، 122 . خلاصه‌ى استدلال به آيه‌ى شريفه‌ى فوق چنين است : هرچند لزوم كوچ كردن به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و فراگيرى احكام و دستورات دين براى هركس امرى است عقلى ؛ ولى چنين چيزى اگر غير ممكن نباشد ، حد اقل موجب مشقّت و